محمد و طهورامحمد و طهورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

meta's twins

بدون عنوان

1391/4/25 15:50
نویسنده : tara
129 بازدید
اشتراک گذاری

 10 خرداده.برای اولین بار شب رو خوب خوابیدم.صبح یه حالی بودم وبه مامان گفتم سرکار نره.رفتیم اتاق بچه ها رو تمیز کنیم و من عکس از سیسمونی بگیرم.یه احساسایی داشتم اما محل نمی دادم.تا حوالی 1 کارمون طول کشید.نوبت چک آپ داشتم.گفتم قبلش آرایشگاه برم.اما خسته بودم.حموم رفتم و کلی کارامو انجام دادم.انگار آخرین روز باشه.یه دل سیر هندوانه هم  خوردم.و رفتم دکتر.ماما هنوز نیومده بود.نوبت اول رفتم داخل و خانم اصفهانیان شک به زایمان کرد.با دکتر تماس گرفت و دکتر گفت باید معاینه شم.چه قدر درد داشت.درسته .وقتش بود اما چقدر زود تازه تو 36 هفته بودم.تاکید کرد مستقیم برم بیمارستان تا پذیرش شم.گفت احتمال به دنیا اومدنشون هر آنه.اما یه شیطونی کردم.می دونستم دکتر میره مطب و شب می یاد بیمارستان.رفتم آرایشگاه.بندو ابرو کردم و موهامو سشوار کشیدم.بعد به مونا(دوستم)زنگیدم که ببینم خالش امروز کشیکه یا نه.قبلش به میثم زنگیدم که از کارخونه حرکت کنه.تقریبا"7 شب پذیرش شدم.تو اتاق تنها بودم.خیلی دلگیر بود.کلی گریه کردم.مونا اومد پیشم و کمی پیشم موند.می شنیدم ماماها با دکتر تماس می گرفتند که درداش شروع شده.به من کلی آمپول و سرم ضد درد زده بودن که از زایمان جلوگیری کنند.چند بار بالا اوردم.سرمش سوز آور و گرمادهنده بود.تو حالت بی حالی رفته بوذم که احساس انقباضات 3 دقیقه ای رو حس کردم.یعنی اول 5 دقیقه ای بود.داشتم از حال می رفتم که صدای دکتر رو شنیدم.داشت هفته هامو حساب می کرد.معاینه که کرد گفت کار تمومه.منوبردن اتاق عمل.تو راه اتاق عمل با میثم و مامان حرف زدم.تو اتاق عمل به خانم دکتر گفتمئ می خواهم بچه هام روز 11 خرداد به دنیا بیان چون من و باباشون هردو 11 دی و آبان به دنیا اومدیم.ساعت 45:11 بود.می گن کل عمل تا به هوش اومدنم یک ربع طول کشید.این جوری من مامان شدم ومیبثم بابا. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

سپیده
25 تیر 91 15:59
به منم سر بزن
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به meta's twins می باشد